به چه میخندی ؟

به چه می خندی تو ؟
 
به مفهوم غم انگیز جــــدایی به چه چیز ؟
 
به شکست دل من یا که به پیروزی خویش ؟
 
به نگاهـــم که چه مســتانه تو را باور کرد ؟
 
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟
 
به چه می خندی تو ؟ به دل ساده ی من می خندی ؟
 
که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟
 
خنده دار است بخـــند !!!! بخــــند !!!!
 

آشفته ام ...

آرامــش ظـاهــرم گـمــراهـت نکنــــد؛

آشفتــه تـر از این حـرف ها هســـتم !

عاشقی می کنم!

لج می کنم!

بد اخلاق می شوم!

دست خودم نیست …

ساعت و زمان هم ندارد!

تــو که نباشی …

زندگی باید به کام من تلخ شود !!!

نگاه آخر ...

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم !
مثل آتش زیر خاکستر میماند ... حساب از دستم در رفته 
چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم ... ؟؟؟

تو دختری

۲۰

دلیل که به دختر

بودنت افتخار کنی!

ادامه نوشته

پــروانــه ها ...

گاهی پروانه ها هم اشتباهی عاشق می شوند ...

جای شمع گرد چراغ های بی احساس خیابان می میرند ...!

 

 

اینجا نـه !

خدایـــــــــــــــا !!!

یا خیــــــلی بزن جــــلو ...

یا خیــــــلی برگردون عقـــب ...

اینجای زنــدگی دلم خیلی گرفته ...

پل ها ...

گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نیست

زیرا باعث می شود نتوانید به جایی برگردید

که از همان ابتدا نباید هرگز روی آن قدم می گذاشتید ...

خــــــودم !

 

باید خــــــــــــودم را ببرم خانه ... باید ببرم صورتش را بشویم ... 

ببرم دراز بکشد ... دلداری ‌اش بدهم که فکر نکند ... 

بگویم که میگذرد که غصه نخورد ...

باید خودم را ببرم بخوابد... 

من خسته است !

علیرضا روشن

زندگی میگذرد

آدمها عوض میشوند ٫عشق دل میشکند ...

دوستان میروند ٫ کارها گره میخورند ...

اما یادتان باشد که  زندگی میگذرد ... 

گره کور ...

دل‌اگر بستی ، محکم نبند! 

مراقب باش ، گره کور نزنی!‌

او می‌‌رود ، تو میمانی و یک گره کور...!

قایق کاغذی ...

خواب ماهی سبک است

موج ها پاورچین پاورچین

قایق کاغذی ام را بردند

نکند رویایش نقش بر آب شود...!

ناچار ...

ناچارم به گریه هایم دل خوش باشم وقتی

که هیچ نیوتنی جاذبه ی خنده های

 سیب مرا کشف نمی کند...!