فریاد یا سکوت؟
از دهانم چیزی جز سکوت نمیشنوی...

من با
قلبم
تو را
فرا میخوانم .
تو چرا چنین ناشنوا شده ای؟؟!
عــــزیــــزم ...
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و
به قصه پیوستــــ ...
پـــروانـــه مــن
پروانه من در تاری افتاده است
کـه عـنـکـبـوتـش ســیـر اســت
نه می تواند پرواز کند نه می میرد ...

اونکه دنیامه ، عاشق من نیست ...
درد یــعــنــی ...
درد یعنیــــ برود تا خبرش برگــردد
کفتر نامه برم ، بال و پرشــــ برگردد
شده ام مادر سرباز که بعد از جنگی
منتظر مانده که شاید پسرش برگردد
قنوت دستهایم
کاش تنهایی حس قشنگی بود...
اما افسوس که مشکی ترین حس دنیاست!
گرچه میدانم دست دیگری در دستت است...
امـــــــا
بگذار دعایت مهمان قنوت دستهایم باشد
تا لمس کند نامت را دستانم!

نیلـــوفـــرانه
نیــلوفرانه فکر میکنم
نیـلوفرانه می نویسم
عاشقانه دلم میشکند
عاشـــــقانه می گریم
این منم
نیلوفــــــــر عاشق ...
همراه من ...
کلید هایم از جیبم می افتند
کیف پولم را گم می کنم
گوشی ام را جا می گذارم
و عجیب که تو را که نیستی
می برم با خودم در کیفم
در دلــــــــــــــــــم ...
من بد نیستم
بدی های من به خاطر بدی کردن نیست
به خاطر احساس شدید خوبی های بی حاصل است ...

فروخ فرخزاد


✩✩✩✩✩✩✩✩✩✩✩✩✩✩